تبلیغات
...:::دراگن پرشیا.::.اژدهای ایرانی:::...
نویسندگان
اخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
 
باعرض سلام
                                              از اینکه وقت خود تان را به مادادید متشکریم
1:باگذاشتن نظرات باعث بهترشدن وبلاگ وخوشحالی ومسمم شدن ما به ادامه کارمان می شوید.
2: اگر بازدید کننده پروپاقرص ماهستید ادرس ای دی خود را بفرستیدتابیشتر بایکدیگر اشنا شویم.

3: وبلاگ شامل پست های متنوعی می باشد شاید بتوانیم همه را راضی نگه داریم.
4:کسانی که قدرت مالی دارندومی توانندمارادرایجاد یک سایت یرانی یاری دهندبسم الله:
010312721100سپهر
5:مطالب جالب ودیدنی خود رابرای ما ارسال نماییدتاما ان رابه نام شما درون وبلاگ قراردهیم.

6:تلفن تماس  09391587648

7:برای یافتن ما کافیست دراگن پرشیارادر گوگل سرچ نمایید.
8:جهت دریافت پاسخ ویارابطه با ما کافیه ادرسid تان راایمیل یا به شماره بالا smsکنید.

9:هم اکنون نیاز مند نویسندگان خوش ذوق هستیم تاما را به هرچه بهتر شدن وبلاگ یاری دهند.

10:لطفاکسانی که در نظر سنجی شرکت می کنند دلیل شون رادرقسمت نظرات (پست اول)ثبت کنند.    
11:بیایید امار وبلاگ را بالا ببریم چه جوری؟ این جوری فقط وبلاگ مارابه دوستان خودمعرفی کنید.
    
12:اگرشما مدیر یا دانشجوی رشته مدیریت هستید حتما پیام بگزاریدتا بیشتر با یکدیگر اشنا شویم.

13.
:دوستانی که میخواهند مارا در این وبلاگ یاری دهند حتما درخواست بدهند
14:افراد حاضر در وبلاگ می توانند با یکدیگر در چت روم اختصاصی سایت گفت وگو کنند.
15:پسورد فایل ها dragonpersiaمیباشد .
16:درصورت تمایل smsهای زیبا ونظرات سازنده تان را می توانید برای ما اس ام اس کنید.      
17:
اگه از وبلاگ خوشتون اومدو نظر ندید خیلی ....


چشم انتظار دخترو پسرهای جوان وخون گرم هستیم




باتشکر
:سعید زارع



[ شنبه 27 فروردین 1390 ] [ 10:55 ق.ظ ] [ سعید زارع ]
[]


[ دوشنبه 21 فروردین 1391 ] [ 08:55 ق.ظ ] [ سعید زارع ]

 


 ماندن، سنگ بودن است و رفتن، رود بودن .

بنگر که سنگ بودن به کجا می رسد جز خاک شدن ،

و رود بودن به کجا می رود جز دریا شدن ...




هههههه




[ دوشنبه 21 فروردین 1391 ] [ 08:49 ق.ظ ] [ سعید زارع ]

کـــره ای گــفــت بـــه بابای خرش پــــدر از هـــمـــه جــا بـی خبرش
وقـــت آن اســــت بــــرای پســرت ایـــــن الاغ نـــــــرّه ی کــــره خــرت
مــاده ای خـــوشگـل و زیـبا گیری تـــو کــه هر روز به صحرا میری
وقـــت آن اســت کـه زن دار شـوم ورنـــه از بـــی زنـــی بــیمار شوم
پـــدرش گــفــت کــه ای کـره خَرَم ای عــزیـــز دل بـــابــــا ، پــســرم
تـــو کـــه در چــنــتــه نداری آهی نـــه طــویـــلــه ، نه جُلی نه کاهی
تـــو کـــه جــز خـوردن مال پدرت پـــــــدر نـــــــرهّ خـــــر دربــــدرت
هـــیـــچ کـــار دگــری نیست تو را  یک جو از عقل به سر نیست تو را
به چه جرأت تو زمـن زن طـلــبی بـــاورم نـیــست کـــه ایـنقدر جَلبَی
بـــایـــد اول تـــو بــگـیـری کاری بــهـــر مــــردم بــبـــری تــو باری
بعـد از آن یک دو تا پالان بخـری بـهــر آن کُــرّه خـــوشگـــل بـبـری
یک طــویــلـه بکنی رهن و اجار تــا کــه راضــی شــود از تو آن یار
بـعــد بـایــد بـخری رخت عروس بـهـر آن مـاده خــر خـوب و ملوس
جُـــلـی از جــنـــس کــتـــان اعلا روی جُـــل نـقــش و نـگـاری زیـبـا
بــعـــد بـــایـــد بـــکـــنی گلکاری بــهــر مــاشـیـن عروس یـک گاری
وقــتی ایـــنـهــا بـــشـــود آمــاده بــعـــد از ایـــن زنـــدگــیـــّت آغـازه
می بــری مـــاده خــرت را حجله بــا تـــأنــی نَـکــه بـــا ایـــن عـجـله
بــشـنــو ایــن پــنــد زبابای خرت پــــــدر بـــــا ادب و بــــا هــــنـــرت
تــا کـــه اســبــاب مــهــیــا نشود موسم عــقــد تــو بــر پا نشود







[ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 12:17 ب.ظ ] [ سعید زارع ]

از بالای برج ایفل پاریس را ببینید/پانوراما

ایفل

برج ایفل برجی فلزی در میدان شان دو مارس و در کنار رود سن واقع در شهر پاریس است. برج ایفل که امروزه به عنوان نماد فرانسه شناخته می‌شود، پر بازدیدترین بنای جهان و یکی از شناخته شده‌ترین بناها در جهان است.

ساخت برج ایفل در سال ۱۸۸۷ آغاز و در ۳۱ مارس ۱۸۸۹ به پایان رسید. در آغاز برج ایفل برای نمایشگاه جهانی و به مناسبت صدمین سالگرد انقلاب فرانسه ساخته شد ولی پس از ساخت این بنا مورد قبول همگان واقع نشد و ۳۰۰ نفر که در بین آنها می‌توان از امیل زولا، گی دو موپاسان، شارل گارنیه و هم چنین الکساندر دوما نویسنده شهیر فرانسوی نام برد، به ساخت آن شدیداً اعتراض نمودند. نام برج ایفل از نام سازنده‌اش گوستاو ایفل گرفته شده است.

در اینجا لینکی برای شما قرار داده شده که می توانید از بالای برج ایفل کل شهر را مشاهده کنید این لینک بسیار جالب است به شما پیشنهاد می شود حتماً آن را ملاحظه نمایید.

برای دیدن این پانوراما می توانید اینجا کلیک کنید





[ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 12:17 ب.ظ ] [ سعید زارع ]

گـلـه مـی كـرد زِ مـجـنـون لـیـلـی كـه شـده رابـطـه‌ مـان ایـمـیـلـی
حــیــف از آن رابـطـه انـسـانـی كـه چـنین شـد كـه خـودت می دانی
عـشــق وقـتـی بـشـود دات‌كـامی حـاصلـش نـیـسـت بـه جـز نـاكـامـی
نـازنـیـن خـورده مگـر گـرگ تورا؟ برده یا "دات‌كام" و"دات اُرگ" تورا؟
بــهــرت ایـمـیـل زدم پـیشـترك جـای "سابجكت" نـوشـتم بـه درك
بـه درك گـر دل مـن غمگین است بـه درك گـر غم مـن سنگین است
بـه درك رابـطـه گر خورده تَـرَك قـطـع آن هم بـه جـهـنـم، بـه درك
آن قـدر دلـخـور ازیـن ایـمـیـلـم كـه بـه ایـن رابـطـه هـم بـی ‌مـیـلم
مـرگ لـیـلی، نِت و مِت را ول كن هـمـه را جای "اوكِی" ، "كنسِل" كن
"اف"كـن كـامـپـیـوتـر را جـانـم  یـار مـن بـاش و بـبـیـن مـن  "آنم
اگـرت حـرفـی و پـیـغـامـی هسـت روی كـاغـذ بـنـویـس بــا دسـت
نــامـه یـك حـالـت دیـگـر دارد خـــط ِ تـو لـطـف ِ مـكـرر دارد
خسته از"فونت" و ز"فرمت" شده ام دلخور از گـردالـیِ @ شــده‌ام
كرد "ریـپـلی" بـه لـیـلـی مـجـنـون كه دلم هست ازین "سابجكت"خون
بـاشـه فـردا تـلـفـن خـواهـم كـرد هرچه گفتی كـه بكن خـواهم كـرد
زودتـر پـیـش تـو خـواهـم آمـد هی مـرتـب بـه تـو سر خـواهـم زد
راسـت گـفتـی تـو عـزیـزم لـیـلـی دیــگر از مــن نــرسـد ایـمـیـلی
نـامـه ‌ای پـسـت نـمـودم بـهـرت بـه امـیـدی كـه سـرآیـد قـهـرت



[ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 12:17 ب.ظ ] [ سعید زارع ]
توی زندگیت سعی نکن بهترین قطار رو سوار بشی
سعی کن بهترین ایستگاه پیاده بشی.......

امید بخشیدن به انسان بی هدف مثل آب دادن به گل مصنوعی است
من از چشمان تو چیزی نمیخواهم... به جز گاهی ... نگاهی .... اشتباهی .....!
عزیزترین آدمهای دنیا مثل قطعه های پازل میمونن ، اگه نباشن نه جاشون پر میشه نه چیزی می تونه جاشونو بگیره دل بستن مثل یک قصه ست ، با یکی بود شروع میشه و با یکی نبود تموم !





[ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 12:14 ب.ظ ] [ سعید زارع ]
ویبلاگم مورد حجوم حملات سایبری قرار گرفته اخ اخ بسی باید درش وتخته کنم مدتی
حالا خوش باشید ولی کاری نکنید فی تر بشه مرسی




[ شنبه 19 فروردین 1391 ] [ 04:05 ب.ظ ] [ سعید زارع ]
یکی پیدا شده وبلاگم وبا انجمن اشتباه گرفته پیداش کنم میکشمش مثل کلاغ ابراهیم میکوبم میزارم سر کوه


[ شنبه 19 فروردین 1391 ] [ 12:16 ب.ظ ] [ سعید زارع ]
[ جمعه 18 فروردین 1391 ] [ 12:11 ب.ظ ] [ سعید زارع ]



[ جمعه 18 فروردین 1391 ] [ 12:05 ب.ظ ] [ سعید زارع ]
ابتدا یك ماشین حساب آماده كنید تا با هم پیش رویم.ماشین حساب موبایل هم می شود
.
۱
.
هفت رقم شماره ی تلفن خود را در نظربگیرید
.
۲
.
حالا سه رقم اول آن را وارد ماشین حساب كنید.یعنی اگر تلفن شما ۱۲۳۴۵۶۷ باشد ۱۲۳ را در ماشین حساب وارد كنید
.
۳
.
حالا این سه رقم را در ۸۰ ضرب كنید و حاصل را با ۱ جمع كنید
.
۴
.
عدد به دست آمده را در ۲۵۰ ضرب كنید
.
۵
.
حالا چهار رقم پایانی تلفن خود رابا عدد به دست آمده جمع كنید. یك بار دیگر چهار رقم پایانی شماره ی خود را با آن جمع كنید
.
۶
.
عدد ۲۵۰ را از حاصل به دست آمده كم كنید
.
۷
.
حالا حاصل را تقسیم بر ۲ كنید
.
حالا این شماره برای شما آشنا نیست؟



[ جمعه 18 فروردین 1391 ] [ 12:05 ب.ظ ] [ سعید زارع ]
[ چهارشنبه 16 فروردین 1391 ] [ 05:51 ب.ظ ] [ سعید زارع ]






[ چهارشنبه 16 فروردین 1391 ] [ 05:51 ب.ظ ] [ سعید زارع ]



[ چهارشنبه 16 فروردین 1391 ] [ 05:51 ب.ظ ] [ سعید زارع ]



[ شنبه 20 اسفند 1390 ] [ 08:35 ق.ظ ] [ سعید زارع ]



[ شنبه 20 اسفند 1390 ] [ 08:34 ق.ظ ] [ سعید زارع ]



[ شنبه 20 اسفند 1390 ] [ 08:32 ق.ظ ] [ سعید زارع ]



[ شنبه 20 اسفند 1390 ] [ 08:32 ق.ظ ] [ سعید زارع ]



[ شنبه 20 اسفند 1390 ] [ 08:32 ق.ظ ] [ سعید زارع ]



[ شنبه 20 اسفند 1390 ] [ 08:32 ق.ظ ] [ سعید زارع ]
چندسال پیش یکروز جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم، فوتبال نگاه می کردم و تخمه می خوردم. ناگهان پدرو مادر و آبجی بزرگ و خان داداش سرم هوار شدند و فریاد زدند که:« ای عزب! ناقص! بدبخت! بی عرضه! بی مسئولیت! پاشو برو زن بگیر ». رفتم خواستگاری؛ دختر پرسید: « مدرک تحصیلی ات چیست »؟ گفتم:« دیپلم تمام »! گفت:« بی سواد! امل! بی کلاس! ناقص العقل! بی شعور! پاشوبرو دان...شگاه ». رفتم چهار سال دانشگاه لیسانس گرفتم... ......برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛ پدر دختر پرسید:« خدمت رفته ای »؟ گفتم:« هنوز نه »؛ گفت:« مردنشده نامرد! بزدل! ترسو! سوسول! بچه ننه! پاشو برو سربازی ». رفتم دو سال خدمت سربازی را انجام دادم برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛ مادر دختر پرسید:« شغلت چیست »؟ گفتم: « فعلا کار گیر نیاوردم »؛ گفت:« بی کار! بی عار! انگل اجتماع! تن لش! علاف! پاشو برو سر کار ». رفتم کار پیدا کنم؛ گفتند:« سابقه کار می خواهیم »؛ رفتم سابقه کار جور کنم؛ گفتند:« باید کار کرده باشی تا سابقه کار بدهیم ». دوباره رفتم کار کنم؛ گفتند: « باید سابقه کار داشته باشی تا کار بدهیم». برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛ گفتم: « رفتم کار کنم گفتند سابقه کار، رفتم سابقه کار جور کنم گفتند باید کار کرده باشی ». گفتند:« برو جایی که سابقه کار نخواهد ». رفتم جایی که سابقه کار نخواستند. گفتند:« باید متاهل باشی ». برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛ گفتم:« رفتم جایی که سابقه کار نخواستندگفتند باید متاهل باشی ». گفتند:« باید کار داشته باشی تا بگذاریم متاهل شوی ». رفتم؛ گفتم:«باید کار داشته باشم تا متاهل بشوم». گفتند:« باید متاهل باشی تا به توکار بدهیم ». برگشتم؛ رفتم نیم کیلو تخمه خریدم دوباره دراز کشیدم جلوی تلویزیون و فوتبال نگاه کردم!


[ سه شنبه 9 اسفند 1390 ] [ 05:08 ب.ظ ] [ سعید زارع ]
لطفا دقت کنین بچه ها

چرا می گویند ” فیلسوف ” و نمی گویند ” گاوسوف ” ؟!

چرا می گویند ” پیراهن ” و نمی گویند ” جوان اهن ” ؟!

چرا می گویند ” اتوبوس ” و نمی گویند ” اتوماچ ” یا ” جاروبوس ” ؟!

چرا می گویند ” خداحافظ ” و نمی گویند ” خداسعدی ” ؟!

چرا می گویند ” اتومبیل ” و نمی گویند ” اتومکُلنگ ” ؟!

چرا می گویند ” ماشین ” و نمی گویند “شماشین ” ؟!

چرا به طراح چنین سوالاتی می گویند ” دیوانه ” و نمی گویند ” غول آنه ” !؟


[ چهارشنبه 3 اسفند 1390 ] [ 07:14 ب.ظ ] [ سعید زارع ]



[ چهارشنبه 26 بهمن 1390 ] [ 09:52 ق.ظ ] [ سعید زارع ]



[ چهارشنبه 26 بهمن 1390 ] [ 09:52 ق.ظ ] [ سعید زارع ]

در سال ۲۰۰۷/۱۳۸۶ سطح بالایی از یون برومات در مخزن آب آشامیدنی آیوانهو در لسآنجلس ثبت شد. این یون منفی سرطانزا با فرمول شیمیایی BrO از واکنش برومید و کلرین در حضور نور فرابنفش خورشید حاصل میشود.
امروزه برای جلوگیری از انجام این واکنش، سه میلیون توپ پلاستیکی تیرهرنگ بر سطح این استخر ذخیره شناور شده تا پرتوهای فرابنفش را بازتاب دهند.



[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 11:07 ق.ظ ] [ سعید زارع ]


یکی از دوستام با یه پسر خیلی پولدار دوست شده بود و تصمیم داشت هر طور شده باهاش عروسی کنه ، تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پرید که 5 ساله دفتر خاطرات داره و همه چیزشو توش می نویسه ، این آقا هم گیر داد که دفتر خاطراتتو بده من بخونم!
از فردای اون روز مژگان و من نشستیم به نوشتنه یه دفتر خاطرات تقلبی واسش ، من وظیفه قدیمی جلوه دادنشو داشتم ، 10 جور خودکار واسش عوض کردم ، پوست پرتقال مالیدم به بعضی برگاش ...، چایی ریختم روش ...
مژی هم تا می تونست خودشو خوب نشون داد و همش نوشت از تنهایی و من با هیچ پسری دوست نیستمو خیلی پاکم و اصلا دنبال مادیات نیستم و فقط انســــانیت برام مهمه و ...
بعد از یک هفته کار مداوم ما و پیچوندن آقای دوست پسر ، دفتر خاطراتو بُرد تقدیم ایشون کرد ... آقای دوست پسر در ایکی ثانیه دفتر خاطرات رو بر فرق سر مژی کوبید و گفت :
منو چی فرض کردی؟
اینکه سالنامه 1390 هست! تو 5 ساله داری تو این خاطره می نویسی؟
و اینگونه بود که مژی هنوز مجرد است...



[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 11:02 ق.ظ ] [ سعید زارع ]




پاسخ جالب همسر اوباما


شبی اوباما و همسرش تصمیم گرفتند که کاری غیرعادی انجام دهند و برای شام به رستورانی که زیاد هم گران قیمت نبود، بروند. وقتی آنها به رستوران رفتند صاحب رستوران از محافظان رئیس جمهور پرسید که آیا می تواند خصوصی با همسر رئیس جمهور صحبت کند و آنها هم اجازه دادند. و همسر اوباما به طور خصوصی با آن مرد صحبت کرد. بعد از آن اوباما از همسرش پرسید که چرا او این همه مشتاق خصوصی صحبت کردن با تو بود؟ همسرش گفت که صاحب رستوران گفته در ایام جوانیش دیوانه وار عاشق او بوده است... سپس اوباما گفت و اگر تو با او ازدواج می کردی اکنون صاحب این رستوران بودی.

همسر اوباما در پاسخ گفت: اگر من با او ازدواج می کردم او الان رئیس جمهور بود.



[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 11:02 ق.ظ ] [ سعید زارع ]

فقط در ایران است که..............
فقط در ایران است که رانندگان برای خرید ماست هم با ماشین به داخل سوپر مارکت و حتی یخچال آنجا میروند
فقط در ایران است که رانندگان در بزرگراه هم دنده عقب میروند
فقط در ایران است که اگر ماشینی برای شما نگه داشت و سوار نشدید 50% احتمال میرود که راننده اش به شما فحش چارواداری بدهد!
فقط در ایران است که رانندگان با بوق سلام و احوالپرسی و حتی فحش می دهند
فقط در ایران است که خط سفید عابر پیاده جز چند خط سفید موازی هیچ معنای دیگری ندارد!
فقط در ایران است که پیاده رو و سواره رو برای مردمانش فرقی ندارد
فقط در ایران است که مردمانش هیجان عبور از خیابان را به امنیت استفاده از پل عابر پیاده ترجیح میدهند
فقط در ایران است که شیر خشک جز کودکان ، مصارف صنعتی بزرگسالان را هم دارد
فقط در ایران است که سایت مفاخر ادبی اش هم فیلتر میشود
فقط در ایران است که در کادر مرورگر کافی نت هایش کلمه ی "عکس های اونجوری " یافت می شود
فقط در ایران است که قانون کپی رایت آشکارا نقض می شود !
فقط در ایران است که حجاب اسلامی الزامی است و بد حجابی در آن رواج دارد!
فقط در ایران است که زندانی مهریه وجود دارد!
فقط در ایران است که شهرهایش بالگرد آب پاش دارند اما جنگلهایش خیر!
فقط در ایران است که قیمت سکه ی طلا نزدیک به چهار میلیون واحد پول کشور است و نوسانات قیمت آن نزدیک به 500هزار ریال است
فقط در ایران است که تبعیض بین زن و مرد به اینگونه است که زنان نمیتوانند به ورزشگاه ها بروند!
فقط در ایران است که forum یا انجمن سایت هایش منع فعالیت سیاسی دارند!
فقط در ایران است که کنکور به این شیوه برگزار میشود
فقط در ایران است که حق همانست که به نفعشان باشد!
فقط در ایران است که باید پنبه به گوش به داخل ورزشگاه ها رفت
فقط در ایران است که برنامه ریزی بلند مدت شبیه یک رویاست تا واقعیت !
فقط در ایران است که شعار انتقاد پذیری میدهند اما با کوچکترین انتقادی بر علیه خودشان شدیدا مخالت میکنند





[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 11:02 ق.ظ ] [ سعید زارع ]
هر روز که از خونه خارج میشویم (و البته بعضی ها هم هر شب از خونه خارج میشن که کاری به اونا نداریم) و به سطح شهر پا میگزاریم با جملات و عباراتی روبه رو میشویم که بسیار آشنا هستند و به عبارتی در تار و پود زندگی ما رخنه کرده اند.این مطلب قصد دارد به صورت اجمالی و گذرا نگاهی داشته باشد به 12 عبارت پر کاربرد در میان ایرانیان که به سمع و نظر شما میرسد:

1- هوی گوسفند چه خبرته؟!؟!
گوسفند در اصل به موجودی پشمالو و بی نزاکت گفته می شود که اندک زمانی است پایش را در شهر گزارده(همون دهاتی) ولی ما امروزه به رانندگانی که چراغ قرمز را رد میکنند، رانندگانی که به محض سبز شدن چراغ و جهت یادآوری خاطره حنابندان مادر بزرگشان بوق های ممتد میزنند ،رانندگانی که بسیار خرکی می رانند ، عابرانی که از وسط اتوبان رد می شوند و یا صف اتوبوس را رعایت نمیکنند ،بازیکنان تیم ملی فوتبال وقتی موقعیتی را خراب می کنند و کسانی که موقع راه رفتن پای دیگران را لگد میکنند می گوییم : هوی گوسفند چه خبرته؟!؟!

2-خفه شو آشغال عوضی بی شعور!
غیر ممکن است شما دختر باشید و تا به حال این جمله را نگفته باشید چون غیر ممکن است که تا به حال هیچ پسری به شما تیکه ننداخته باشد.در هر صورت تجربه نشان داده است دخترانی که اینگونه فحش های رکیک را می دهند در بین پسران طرفداران بیشتری دارند! پس دفعه بعدی که یک نفر در خیابان به شما چیزی گفت به جای به کار بردن این جمله رکیک خیلی راحت بگویید مزاحم نشو آقا من شوهر (ویا نامزد و یا هر کلمه مشابه دیگری) دارم.


3-از همه پسرها متنفرم
از آنجایی که تب پیدا کردن بوی فرند (BF) در بین دوشیزگان دبیرستانی بسیار رواج پیدا کرده و یک جورایی از نان شب هم برای این عزیزان واجب تر است و از آنجایی که این نوگلان عمراً به پسر پایین تر از 25 سال پا بدهند و از آنجایی که یک پسر 25 ساله خیلی چیزها را میداند ولی یک دختر 16-17 ساله خیلی چیز ها را نمی داند پس طبیعی است که این وسط چه کسی باید گرگ شود و چه کسی قربانی....
طبق آمار های گرفته شده 99 درصد دختران دبیرستانی قبل از خوردن 100 عدد قرص دیازپام و خودکشی این جمله را بیان می کنند:از همه پسر ها متنفرم!

4-بابا جون هر وقت خواستی بیای خونه 2 تا شمع هم بگیر. چون برق نداریم!
جمله ای که طی ماه گذشته بسیار پر کاربرد شده است و از آنجایی که هر حرف دیگری در این رابطه بزنیم تبدیل به یک انگل سیاسی میشویم و اینا پس دیگه چیزی نمیگیم و مثل شهروند نمونه میریم سراغ موضوعات کم خطرتر


5-الو! صدات قطع و وصل میشه.برو یه جا که آنتن داشته باشی!
طبق تحقیقات به عمل آمده به طور متوسط نیمی از زمان مکالمه با تلفن همراه در اقصی نقاط کشورمون صرف گفتن جمله بالا میگردد.شایان ذکر است در پاره ای از موارد جملات دیگری به جای جمله بالا به کار میروند که شامل همین مضمون هستند و عبارتند از:قطع و وصل میشی حاجی ، نقطه کور ایستادی صدات نمیاد ، برو اون خطت رو بفروش با پولش آدامس بخر، ای مخابرات فلان فلان شده ,.....(سانسور شد !!)بلده هی پول قبض بگیره!(به جای کلمه فلان فحش های مورد نظر را جایگذاری کنید)


6-آقای حسینی ، لطفاً یه کم راهنمایی کنید؟
منظور از جمله بالا مسابقات تلویزیونی و مجریان دلنواز و جایزه های نفیس(اعم از ساعت مچی و دیواری و رومیزی و زیر میزی و کنار میزی و اشتراک یک سال پوشک My Baby و دویست و چهل و نه تومان پول نقد و ...) و شرکت کنندگان بسیار باهوش (با بهره هوشی در حد جلبک های فتوسنتز کننده اعماق اقیانوس ها) می باشد.معمولاً عبارت « آقای مجری میشه یه راهنمایی بکنید؟» بعد از قرائت سوال توسط مجری بامزه و تو دل بروی برنامه ، توسط شرکت کننده که احتمالاً صغری 34 ساله و ترشیده و یا کرم علی 14 ساله و محصل می باشند ، پرسیده میشود(نگاهی به شرایط سنی و اجتماعی شرکت کنندگان این مسابقه،خود به تنهایی برای نشون دادن سطح نازل این برنامه ها کافیه). تا شرکت کننده محترم بتواند بعد از راهنمایی های مربوطه توسط مجری محترم (که بسته به آی کیوی شرکت کننده از حرکات موزون تا گفتن جواب مسابقه تغییر میکند) به جواب مورد نظر دست بیابد. سوالات برنامه نیز می موضوعاتی همچون آرامگاه خواجه حافظ شیرازی کجاست؟ ، تعداد انگشتان دست و یا پا در انسان چند تاست؟ ، علی دایی کیست ، چرا زن نمی گیری و موضوعاتی از این قبیل می باشد.

7-ای بابا!آقای راننده، من هر روز این مسیر رو با تاکسی میام.دیروز 250 تومان بود.یعنی چی الان میگی باید 1250 تومان بدم؟!؟!
در جایی که گنجشگکان میومیو می کنند و سگ ها جیک جیک و گربه ها واق واق ، پس خیلی طبیعی است که صبح روز بعد کرایه را چند برابر کنند!


8-آقای دکتر مریض تخت دو که دیروز عملش کرده بودین، همین الان تموم کرد!
آقا جان من اشتباهات پزشکی هم جزئی از عمل های جراحیه!به فرض هم که یه دکتر متخصصی از هر 4 نفری که عمل می کنه 3 نفرشون میمیره.دلیل نمیشه که شما فکر کنید این بنده خدا سواد نداره و به خاطر پارتی و رابطه و اینا مدرکش رو گرفته! اصلاً اگه طرف آدم نکشه که بش نمی گن دکتر که! بابا جان اون یه چیزی حالیشه.طرف دکتره ها! گیر نده عزیزم.برو ماستتو بخور.به توچه طرف چه جوری و از کجا (منظور اوکراین نیست ها!) مدرکشو گرفته؟


9-شلام ژن.اون پنژره رو ببند شوژ میاد!(یعنی:سلام زن.اون پنجره رو ببند سوز میاد)
بحمدالله در زمینه اعتیاد و معتاد پروری توانستیم بترکونیم و موفق شدیم سن اعتیاد را به حدود 14 الی 15 سالگی کاهش بدیم و اصولاً در این زمینه هیچ یک از استاندارد های جهانی برای ما رقمی به حساب نمی آیند. در هر صورت جمله بالا یکی از پرکاربردترین جملاتیه که هر روز میشنویم یا شاید هم خودمون به زبونش میاریم!


10-برخورد یک دستگاه مینی بوس با یک سواری حادثه آفرید!
خوب دیگه همه میدونیم خودرو هامون فرسوده اند و جاده هامون فرسوده تر و رانندگانمون خواب آلوده تر!

11- فرصت صد در صد برای آرش برهانی (بخونید بحرانی) و توپی که میزنه و حالا به اوت میره!!!
نیازی به توضیح نیست!


12-آقا میشه با من ازدواج کنی؟!؟!؟
در این گیتی پهناور ، ما جوانان لایق و شایسته ای داریم که رویای ازدواج با آنان خواب و خوراک را از هر دختری می رباید: براتعلی پتو زاده (معروف به براد پیت) ، محمد رضا خان (یکی از شاهزاده های خاندان گلزاریه) ، جناب آقای علی سنتوری (البته قبل از اینکه وارد فاز خماریجات بشوند) ، انریکه گیلاس سیاس! و .....



[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 11:02 ق.ظ ] [ سعید زارع ]
واکنش دختر ها برای کات کردن رابطه با پسرا بخاطر یکی دیگه:
* من اونی كه تو فكر می كنی نیستم. من....(با معرفتاشون)
*من نمی تونم اینجوری ادامه بدماذیت می شم.(اونایی كه اصن خلاقیت ندارن)
*من دارم میرم خارج. مادرم اونجا منتظرمه.(دو دره بازاشون)
* ببین من از یكی دیگه خوشم میادببخشید واسه همه چیز. (آخره صداقت)
البته از این ورژن موجود نمی باشد.
* انقدر دوست دارم كه نمی تونمباهات باشم.(آخره خلاقیت)
البته این ورژن توانایی هندل كردن چند نفر با هم را دارد.
*گمشو ...دیگه نمی تونم اخلاقه گندتو تحمل كنم ...برو با همونحمیده جونت دوست شو...(اعصاب خراباشون)
*ترو خدا باهام به هم بزن! ( دست پا چلفتی)
این ورژن تا آخر عمر هم نمی تواند دو دوست پسر داشته باش


[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 11:02 ق.ظ ] [ سعید زارع ]
درباره وبلاگ

سلام
با گذاشتن نظرات وبلاگ را به سمت مطالبی که مورد علاقه تان می باشد سوق دهید...
اگر در مطلبی جنسیت شما را یه سخره گرفت به دل نگیرید چون فقط قصد خنده بوده وبس.
همیشه به دنیا بخندید تا دنیا به شما بخنده!!!
دوست دارشما سعید
نظر سنجی
  • دختری یا پسر؟(میخواییم ببینیم دخترا الاف ترند یا پسرا همین جون شما....)


  • امار سایت
    بازدیدهای امروز : نفر
    بازدیدهای دیروز : نفر
    كل بازدیدها : نفر
    بازدید این ماه : نفر
    بازدید ماه قبل : نفر
    تعداد نویسندگان : عدد
    كل مطالب : عدد
    آخرین بروز رسانی :
    امکانات وب


    تماس با ما چت

    .

    افراد انلاین امار
    Google

    در این وبلاگ
    در كل اینترنت
    ت عنوان